تبلیغات
فوریت های پزشکی ایلام _1387 (مركز 115 ایوان_ 1389) - مطالب طنز
تاریخ : پنجشنبه 14 دی 1391 | 05:38 ب.ظ | نویسنده : alijan mahmoodi
ایـن عکــس رو کـه دیــدم چنــد دقیــقـه مـــات و مبــهوت نگــاش میــکردم فـقـــط ...

ایــن دو تا لـــورل و هـــاردی هستــن !

تـوجـــه کــن کـه خیــلی زود دیــــر میـشه !!!





طبقه بندی: طنز،

تاریخ : پنجشنبه 14 دی 1391 | 05:34 ب.ظ | نویسنده : alijan mahmoodi

لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید.

پیغام‌ گیر حافظ


رفته‌ام بیرون من از کاشانه‌ی خود غم مخور
تا مگر بینم رخ جانانه‌ی خود غم مخور
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زان زمان کو ب�ز گردم خانه‌ی خود غم مخور



ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز،

تاریخ : پنجشنبه 14 دی 1391 | 05:33 ب.ظ | نویسنده : alijan mahmoodi
نا پلئون درکدام جنگ مرد؟
در آخرین جنگش!

اعلامیه استقلال امریکا در کجا امضا شد؟
در پایین صفحه


ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز،

تاریخ : پنجشنبه 23 آذر 1391 | 03:26 ب.ظ | نویسنده : alijan mahmoodi

در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت ، یک  مورد تحقیقاتی به یاد ماندنی اتفاق افتاد :

شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید . او  اظهار داشته  بود  که  هنگام  خرید  یک بسته صابون  متوجه شده بود که  آن قوطی خالی است.

بلافاصله  با تاکید و پیگیریهای مدیریت ارشد  کارخانه  این مشکل  بررسی و ...

دستور صادر شد که خط بسته بندی اصلاح گردد و قسمت فنی  و مهندسی نیز تدابیر لازمه را جهت پیشگیری از تکرار چنین مسئله ای اتخاذ نماید  .  مهندسین نیز دست به کار شده و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند :

پایش ( مونیتورینگ )  خط بسته بندی با اشعه ایکس

بزودی سیستم مذکور خریداری شده و با تلاش شبانه روزی گروه مهندسین ،‌دستگاه تولید اشعه ایکس و مانیتورهائی با رزولیشن بالا نصب شده  و خط مذبور تجهیز گردید  . سپس دو نفر اپراتور نیز جهت کنترل دائمی پشت آن دستگاهها به کار گمارده شدند  تا از عبور احتمالی قوطیهای خالی  جلوگیری نمایند .   

نکته جالب توجه در این بود که درست همزمان با این ماجرا ،  مشکلی مشابه  نیز در یکی از کارگاههای کوچک تولیدی پیش آمده بود اما آنجا  یک  کارمند معمولی و غیر متخصص آنرا به شیوه ای بسیار ساده تر و کم خرجتر حل کرد :

تعبیه یک دستگاه پنکه در مسیر خط  بسته بندی
 

 

هرکسی می تواند چیزها را بزرگتر، پیچیده تر و خشن تر کند؛ برای حرکت در جهت عکس، به کمی نبوغ و مقدار زیادی جرات نیاز است. آلبرت انشتین




طبقه بندی: طنز،

تاریخ : پنجشنبه 2 آذر 1391 | 03:23 ب.ظ | نویسنده : alijan mahmoodi
معنای سیزده جمله کلیدی پزشکان

1) این بیماری شما باید فوری درمان بشه:

یعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه این بیماری خیلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتیبش رو بدم!



2) خوب بگید ببینم مشکلتون از کی شروع شد:

یعنی من از بیماریتون چیزی نفهمیدم و ایده ای ندارم و امیدوارم شما خودتون سرنخی به من بدین!



3) یک وقت دیگه از منشی برای آخرهای این هفته بگیر:

یعنی من امروز با دوستام دوره دارم، باید برم زودتر بزن به چاک!



4) هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم:

یعنی خبر خوب اینه که من قراره یه ماشین جدید بخرم و خبر بد اینکه شما باید پول اونو بدین!



5) من به این آزمایشگاه اطمینان دارم بهتره آزمایشهاتون را اونجا انجام بدین:

یعنی من 40 درصد از پول آزمایش بیمارانی که به اونجا معرفی می کنم را می گیرم!



6) دارویی که براتون نوشتم داروی خیلی جدیدیه:

یعنی من دارم یه مقاله علمی مینویسم و میخواهم از شما مثل موش آزمایشگاهی استفاده کنم! 



7) اگه تا یک هفته دیگه خوب نشدید یه زنگ به من بزنید:

یعنی من نمی دونم بیماریتون چیه شاید خود به خود تا یک هفته دیگه خوب بشه!



8) بهتره چندتا آزمایش تکمیلی هم انجام بدین:

یعنی من نفهمیدم بیماریتون چیه. شاید بچه های آزمایشگاه بهتون کمک کنن!

جوک

9) این بیماری الان خیلی شایعه:

یعنی این چندمین مریضیه که این هفته داشتم باید حتما امشب برم سراغ کتابهای پزشکی و درمورد این بیماری مطالعه کنم!



10) اگه این عوارض از بین نرفت هفته دیگه زنگ بزنید وقت بگیرین:

یعنی تا حالا مریضی به این سمجی نداشتم خدا را شکر که هفته دیگه مسافرتم و مطب نمیام!



11) فکر نمی کنم رفتن پیش فیزیوتراپیست فایده ای داشته باشه:

یعنی من از فیزیوتراپیستها نفرت دارم نرخ های ما رو شکستن!



12) ممکنه یک کمی دردتون بیاد:

یعنی هفته پیش دو تا مریض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!



13) فکر نمی کنید این همه استرس روی اعصابتون اثر گذاشته باشه:

یعنی من فکر می کنم شما دیوونه هستین و امیدوارم یک روانشناس پیدا کنم که هزینه های درمانتون رو باهاش قسمت کنم.



طبقه بندی: طنز،

تاریخ : چهارشنبه 1 آذر 1391 | 10:27 ق.ظ | نویسنده : alijan mahmoodi

این مسئله را انشتین در قرن نوزدهم مطرح کرده و گفته 98 درصد مردم دنیا قادر به حل آن نیستند. ممکن است ظاهر مسئله خسته کننده باشد ولی در باطن این طور نیست. سعی کنین حتماً  این مسئله را حل کنید و ببینید چقدر  استنتاج شما قوی است.

مساله:

1- در یک خیابون 5 خونه وجود داره که با پنج رنگ متفاوت رنگ شدن.

2- تو هر خونه یه نفر با ملیت متفاوت با بقیه زندگی می کنه.

3- هر کدوم از 5 صابخونه یه نوشیدنی متفاوت, یه مارک سیگار متفاوت دوست داره و یه حیوون متفاوت تو خونه نگهداری می کنه.

سوال اینه که کی تو خونه ماهی نگهداری می کنه با این شرط ها که:

 انگلیسه خونه اش قرمزه

2- سوئدیه تو خونه سگ نگه می داره

3- دانمارکیه چای دوست داره

4- خونه سبز رنگ سمت چپ خونه سفیده

5- صاحب خونه ی سبز رنگ قهوه دوست داره

6- کسی که سیگار پالمال می کشه پرنده نگهداری می کنه

7- صاحب خونه زرد رنگ سیگار دانهیل می کشه

8- مردی که تو خونه وسطی زندگی می کنه شیر دوست داره از نوشیدنی ها(نه حیوونا)

9- نروژیه تو اولین خونه زندگی می کنه

10- مردی که بلندز می کشه همسایه اونیه که گربه نگهداری می کنه

11- مردی که اسب نگهداری می کنه همسایه مردیه که دانهیل می کشه

12- مردی که بلو مستر می کشه ماءالشعیر دوست داره

13- آلمانیه سیگار پرنس می کشه

14- نروژیه همسایه اونیه که خونه اش آبیه

15- مردی که بلندز میکشه همسایه ای داره که آب دوست داره بین نوشیدنی ها.

اگر پاسخ را کامل نوشتید و مطمئن هستید که درست است اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: طنز،

  • پست بای
  • قالب بلاگفا
  • ضایعات