تبلیغات
فوریت های پزشکی ایلام _1387 (مركز 115 ایوان_ 1389) - 10تداخل دارویی مهم
تاریخ : پنجشنبه 14 دی 1391 | 05:26 ب.ظ | نویسنده : alijan mahmoodi
كاربامازپین 5 + مهاركننده‌های آنزیمی. كاربامازپین به مهاركننده‌های خاص متابولیسم میكروزومی كبد، مانند سایمتدین 6 ، اریترومایسین 7 ، دانـازول 8 ، دیلتیازم 9 ، فلوكستین 10 ، ایزونیازید 11 ، پروپوكسی‌فن 12 و وراپامیل 13 بسیار حساس است. اثرات سمی تداخل كاربامازپین با مهار كننده معمولاً در عرض چند روز اول درمان بروز می‌كنند. اما در مورد دانازول و فلوكستین یك هفته یا بیشتر طول می‌كشد تا این علائم ظاهر شوند. علائم مسمومیت شامل گیجی، خواب‌آلودگی، سردرد، تهوع، استفراغ، تاری دید، آتاكسی 14 و نیستاگموس 15 می‌باشند. كاربامازپین 5 + مهاركننده‌های آنزیمی. كاربامازپین به مهاركننده‌های خاص متابولیسم میكروزومی كبد، مانند سایمتدین 6 ، اریترومایسین 7 ، دانـازول 8 ، دیلتیازم 9 ، فلوكستین 10 ، ایزونیازید 11 ، پروپوكسی‌فن 12 و وراپامیل 13 بسیار حساس است. اثرات سمی تداخل كاربامازپین با مهار كننده معمولاً در عرض چند روز اول درمان بروز می‌كنند. اما در مورد دانازول و فلوكستین یك هفته یا بیشتر طول می‌كشد تا این علائم ظاهر شوند. علائم مسمومیت شامل گیجی، خواب‌آلودگی، سردرد، تهوع، استفراغ، تاری دید، آتاكسی 14 و نیستاگموس 15 می‌باشند.

كنتراسپتیوهای خوراكی + محرك آنزیمی

احتمالاً متابولیسم كنتراسپتیوهای خوراكی به وسیله محرك‌های آنزیمی افزایش می‌یابد و در نتیجه كارآیی آنها كم می‌شود. ریفامپین خطر اوولاسیون را در خانم‌هایی كه داروهای خوراكی جلوگیری از حاملگی مصرف می‌كنند، به وضوح افزایش می‌دهد. این اثر ممكن است به وسیله سایر محرك‌های آنزیمی (مانند باربیتوراتها،‌كاربامازپی، فنی‌توئین و پیریمیدون 16 ) نیز بروز كند. بروز بی‌نظمیهای قاعدگی مانند لكه‌بینی یا قطع خونریزی شاید نشانه تداخل باشد و درجهت از بین بردن تداخل اقداماتی باید صورت بگیرد. البته فقدان چنین بی‌نظمی‌‌هایی تضمین نمی‌كند كه تداخل رخ نداده است. به دلیل اینكه بیشتر محركهای آنزیمی بر مبنای درمان طولانی مدت استفاده می‌شوند، بعضی از پزشكان افزایش دوز كنتراسپتیو خوراكی را برای مقابله با تداخل توصیه می‌كنند. در حالی كه بعضی دیگر ترجیح می‌دهند كه با انتخاب كنتراسپتیو دیگری از تداخل اجتناب كنند.

فلوكستین + مهاركننده‌های MAO ( MAOIs ) 1

واكنشهای شدیدی – شامل لرز، تهوع، اضطراب، آشفتگی ذهن و مرگ – بعد از تنها یك یا دو دوز فلوكستین در حین درمان با MAOI گزارش شده‌اند. از مصرف همزمان این دو دارو باید اجتناب شود و از تجویز فلوكستین طی دو هفته بعد از قطع درمان با MAOI ‌باید اجتناب نمود. همچنین درمان با MAOI تا 5 هفته بعد از قطع فلوكستین شروع نشود.

لیتیم + داروهای ضدالتهاب غیر استروئیدی ( NSAIDs ) 2

داروهای ضدالتهاب متعددی غلظت لیتیم پلاسما را افزایش می‌دهند و احتمالاً اكثر آنها این اثر را دارند. اگرچه احتمالاً شدت تداخل با دوزهای مختلف آنها فرق می‌كند. بنظر می‌رسد كه سولینداك 3 از این موضوع مستثنی باشد. (مصرف سولینداك منجر به غلظت‌های پایین لیتیم سرم می‌شود.) علائم مسمومیت با لیتیم عبارتند از تهوع، استفراغ، اسهال، بی‌اشتهایی، لرزش شدید، گفتار مبهم، سرگیجه، آشفتگی ذهن، بیحالی و در موارد خطرناك حمله، كند ذهنی، كما و عارضة شدید قلبی عروقی. اگر NSAIDs شروع یا قطع شده و یا دوزاژ آن تغییر كرده است، باید دوز لیتیم تنظیم گردد.

متوتركسات + NSAIDs

در بیمارانی كه دوزهای ضد سرطان متوتركسات 4 را مصرف می‌كنند، مصرف همزمان NSAIDs منجر به مسمومیت شدید ناشی از متوتركسات می‌شود (تب، اولسر سلول‌های مخاطی، تهوع شدید،‌ اسهال، خونریزی معدی روده‌ای و توقف رشد مغز استخوان).

اگر چه در این مورد ارتباط جامع علت و معلولی اثبات نشده است، تعداد افزایندة گزارشات و شدت واكنش‌ها دلیلی برای دقت در این موضوع هستند. احتمالاً‌ خطر مسمومیت با دوز اندك متوتركسات (مثلاً‌ در التهاب مفاصل و پسوریازیس 5 ) و NSAIDs بسیار كاهش می‌یابد. در واقع، برای بیماران مبتلا به التهاب مفاصل مصرف، همزمان NSAIDs و متوتركسات با دوز كم امری عادی است. اكثریت قریب به اتفاق آنها دچار مسمومیت شدید نمی‌شوند. البته همچنان باید دقت كرد زیرا از مسمومیت متوتركسات گزارشات منفردی موجود است.

كینولون‌ها+ مهار كننده‌های جذب

جذب كینولون 6 ‌ها از قبیل سیپروفلوكساسین 7 ، نورفلوكساسین 8 و اوفلوكساسین 9 ضمن مصرف ضد اسیدها (شامل آلومینیوم، منیزیم یا كلسیم) سوكرالفات 10 (كه محتوی آلومینیوم است)، آهن و احتمالاً دوزهای بالایی از روی تا حد قابل توجهی كاهش می‌یابد. تمام كینولون‌ها شامل موارد احتیاط هستند مگر اینكه خلاف این موضوع ثابت شود. مصرف كینولون‌ها 2 ساعت قبل یا 6 ساعت بعد از مصرف مهار كنندة جذب، تداخل را به حداقل می‌رساند. در گزارشات مقدماتی آورده شده كــــــــــه bismuth subsalicylate بر جذب فلوكساسین اثـــری نمی‌گذارد اما مطالعات بیشتری در این زمینه لازم است.

سمپاتومیمتیك‌ها+ مهار كننده‌های MAO

سمپاتومیمتیك‌ها از قبیل آمفتامین‌ها 1 ، افدرین 2 ، متارامینول 3 ، فنیل‌افرین 4 ، فنیل پروپانول آمین 5 و پزودوافدرین 6 در بیمارانی كه MAOIs مصرف می‌كنند، ممكن است منجر به افزایش فشار خون و هیپرترمی، تشنج، آریتمی و مرگ شود. بیمارانی كه تحت درمان با MAOIs هستند، باید از مصرف چنین داروهایی اكیداً خودداری كنند. رایج‌ترین این سمپاتومیمتیك‌ها عبارتند از تركیبات ضدسرفه و سرماخوردگی و تركیبات مربوط به رژیم غذایی كه اینگونه تركیبات می‌توانند بدون نسخه نیز تهیه شوند. بیمارانی كه MAOIs مصرف می‌كنند، باید از تمام تركیبات ضدسرفه و سرماخوردگی و تركیبات رژیم غذایی اجتناب كنند یا اینكه از میان آنها كم‌خطرها را مصرف كنند. واكنش‌هایی كه تقریباً به مرگ منجر شده‌اند هنگامی رخ داده‌اند كه بیماران فراموش كرده‌اند كه چه تركیب ضدسرفه یا سرماخوردگی بی‌خطر است و مجاز به مصرف آن هستند و یا در این زمینه دچار سوء تفاهم شده‌اند.

تئوفیلین+مهار كننده‌های آنزیمی

مهاركننده‌های آنزیمی از قبیل سایمتیدین، سیپروفلوكساسین، كلاریترومایسین 7 ، انوكساسین، اریترومایسین و وراپامیل غلظت سرمی تئوفیلین را افزایش می‌دهند. اگر چه شدت تداخل به مهار كنندة بخصوص و دوز آن بستگی دارد، بعضی بیماران بعد از مصرف هم‌زمان، دچار مسمومیت با تئوفیلین می‌شوند. در بیماری كه تحت درمان با تئوفیلین است، افزایش مهار كنندة آنزیمی در عرض 2 یا 3 روز منجر به غلظت جدید و ثابتی از تئوفیلین می‌شود. (اریترومایسین جزو موارد استثنا می‌باشد و معمولاً حدود یك هفته طول می‌كشد تا افزایش شدیدی در غلظت تئوفیلین سرم رخ دهد). اگر درمان با مهار كنندة آنزیمی شروع و یا قطع شده و یا دوزاژ تغییر كرده است، لازم است كه دوز تئوفیلین مجدداً تنظیم شود.

وارفارین+محرك‌های آنزیمی

محرك‌های آنزیمی از قبیل باربیتورات‌ها، كاربامازپین، فنی‌توئین، پیریمیدون و ریفامپین تدریجاً‌ كاهش پروترومبین در اثر وارفارین را كم می‌كنند، كه این امر معمولاً‌ یك تا دو هفته بعد از شروع مصرف محرك رخ می‌دهد. اگر در بیماری كه وارفارین و یك محرك آنزیمی مصرف می‌كند، محرك آنزیمی را قطع كنیم، زمینه تداخل (القاء آنزیمی) بسیار تدریجی‌تر بروز می‌كند. در صورتی كه محرك قطع شود یا دوزاژ آن تغییر كند باید كاهش پروترومبین با دقت زیاد كنترل شود. به بیمارانی كه تحت درمان طولانی مدت با وارفارین و محرك آنزیمی هستند باید توصیه شود كه بصورت ناگهانی مصرف محرك آنزیمی را قطع نكنند.

وارفارین+ مهار كننده‌های آنزیمی

مهار كننده‌هایی مثل آلوپورینول 1 ، آمیودارون 2 ، سایمتیدین، سیپروفلوكساسین، دی‌سولفیرام 3 ، اریترومایسین 4 ، فلوكونازول 5 ، كتوكونازول 6 ، مترونیدازول 7 ، سولفین‌پیرازون 8 و تری‌متوپریم 9 -سولفامتوكسازول 10 اثر هیپوپروترومبینمیك داروهای ضد انعقادی خوراكی را افزایش می‌دهند. در صورت امكان در بیمارانی كه وارفارین مصرف می‌كنند، از مصرف این قبیل مهار كننده‌ها اجتناب شود. اگر مهار كننده آنزیمی قطع شود و یا دوزاژ آن تغییر كند، اثر هیپوپروترومبینمیك باید به دقت ارزیابی و كنترل گردد.


  • پست بای
  • قالب بلاگفا
  • ضایعات