تبلیغات
فوریت های پزشکی ایلام _1387 (مركز 115 ایوان_ 1389) - نوار قلب نرمال و تشخیص دیس ریتمیها
تاریخ : جمعه 3 خرداد 1392 | 04:11 ب.ظ | نویسنده : alijan mahmoodi

ثبت الکتروکاردیوگرام

یان الکتریکی قلب را الکتروکاردیوگرافی« E.C.G» می گویند . منبع تولید جریان از S.A. Node میباشد .
رشته های اکتین و میوزین و یون کلسیم بنیانگذار حرکات عضلانی قلب می باشند.
ثبت جریان الکتریکی قلبی که توسط یک گالوانومتر انجام می شود Action potential گفته می شود که به حالت پریودیک ثبت می شود.

سلولهای S.A. Node به عنوان سلول رهبر در نظر گرفته می شود که در این سلولها ورود یون کلسیم از خارج سلول به داخل سلول باعث ایجاد دپلاریزاسیونDepolarization و در نتیجه انقباض رخ می دهد . در گره A.V حدود ۳۴/۰ ثانیه زمان استراحت گره A.V در نظر گرفته می شود که زمان تحریک ناپذیری مطلق گره A.V یا- Refractor period گره A.V گفته می شود . یک دقیقه (۶۰ ثانیه ) تقسیم بر ۳۴/۰ ثانیه برابر است با ۱۸۰ که این مقدار برابر است با تعداد ایمپالس مجاز عبوری از گره A.V . یعنی در مقابل تعداد ضربانات بالای دهلیزی که ممکن است تا ۳۰۰ تا هم برسد گره A.V تا ۱۸۰ ایمپالس را از خود عبور میدهد و با این اثر مانع بوجود آمدن V.F (Ventricle Fibrillate) می شود بعد از گره A.V راههای هدایتی عبارتند از باندل راست و باندل چپ هیس His که قسمتی از باندل راست به صورت یک طناب آزاد در فضای بطن راست شناور می باشد .
در تمامی سلولهای قلبی غیر از سلولهای رهبر (S.A) ثبت جریان الکتریکی به شرح زیر است .

A: پتانسیل زمان استراحت یا resting potential برابر با m.v89- می باشد .
B: آستانه تحریک پذیری threshold potential که برابر m.v60- می باشد .
C: Action potential


در سلولهای رهبر یون کلسیم باعث دپلاریزاسیون و در سایر سلولها یون Na باعث دپلاریزاسیون می شود .
نکته : هیپرناترمی و هیپوناترمی و هیپوکالمی و هیپرکالمی که تغییرات یونهای Na – K است باعث تغییر کمپلکس QRS به صورت Wide یا Narrow می شود . در حالیکه تغییرات یون Ca2+ در روی P و S.A اثر می گذارد . تغییرات کلسیم در قطعه St اثر میکند و تغییرات K در قطعه T اثر می کند و به عنوان قانون کلی تغییرات روی یونهای Na – K – Ca همگی روی قطعه QT اثر میکند و آنرا طولانی میکند .
سلولهای تابع ( غیر رهبر) در چهار مرحله به حالت Repolarization می رسند یعنی خروج یون Na+ از داخل سلولهای تابع که در دپلاریزاسیون داخل سلول های تابع رفته اند به خارج سلول در ۴ مرحله انجام می گیرد .
فاز I: ورود کلر Cl- به داخل سلولهای تابع
فازII : ورود یون Ca+ به داخل سلول
فاز ۱ و ۲ مجموعاً باعث بوجود آمدن خط صاف یا Plate دیاگرام می شود . (دیاگرام صفحه اول)
فاز III : خروج یون K+ از داخل سلول به خارج سلول با مصرف انرژی A.T.P توسط سیستم A.T.Pase باعث خروج سریع بار مثبت از داخل سلول و در نتیجه افت سریع و ناگهانی خط الکترودیاگرام می شود . ورود Na به داخل سلول بدون صرف انرژی می باشد .

 

در یک سلول عضلانی معمولی :
الف) غشای سلول در حالت استراحت یا REP. است . ورود Na به داخل سلول باعث بوجود آمدن دپلاریزاسیون می شود . لیدوکائین براین قسمت اثر میکند و مانع ایجاد دپلاریزاسیون و در نتیجه مانع انتقال ایمپالس می شود .
سیر دپلاریزاسیون و رپلاریزاسیون در یک عضله معمولی در یک جهت انجام می پذیرد در حالیکه ثبت جریان الکتریکی در گالوانومتر در یک عضله معمولی عکس هم صورت می گیرد .

در یک سلول عضلانی قلب :
آخرین قسمتی که دپلاریزه شده بود اولین قسمتی خواهد بود که رپلاریزه می شود و آخرین قسمتی که رپلاریزه شده است . اولین قسمتی خواهد بود که دپلاریزه می شود پس سیر دپلاریزاسیون و رپلاریزاسیون یک سلول عضلانی قلب عکس هم می باشد . ولی در گالوانومتر جریان الکتریکی هم جهت ثبت می شود برعکس عضله معمولی که اولین قسمت دپلاریزه شده اولین قسمت رپلاریزاسیون می باشد .

نکته : هیچوقت محور p از تولد تا مرگ بیشتر از ۶۰ بیشتر نخواهد بود پس هرگز در اشتقاق D1 که قطب مثبت آن دست چپ می باشد P منفی نخواهد بود مگر در دکستروکاردیا که P منفی می شود و محور آن بیشتر از ۶۰ درجه می شود در غیر این صورت ۹۹% موارد لیدها اشتباه بسته می شوند .
در گره A.V یک زمان ۰۷/۰ ثانیه داریم که زان عبور یک ایمپالس از ابتدا تا انتهای گره A.V می باشد فاصله P-R فاصله شروع ایمپالس از کره S.A تا رشته های پورکنژ که برابر با ۱۲/۰ ثانیه می‌باشد. در طول دیواره سپتوم پائین می آید که ابتدا سمت چپ Septum که در واقع سمت چپ رشته هیس دپلاریزه می شود . یعنی ابتدا L.B.B دپلاریزه می شود و سپس R.B.B . پس اشتقاق های سمت راست به جهت برقراری جریان از سمت چپ دیواره به سمت راست ثبت خواهد بود .
پس R لید V1 همان Q لید V6 خواهد بود که به آن تصویر آینه ای نیز گفته می شود .
جمع جبری وکتورهای جریان الکتریکی محورهای قلب را تشکیل می دهد – محور طبیعی قلب از ۱۱۰+ تا ۳۰- درجه می باشد . انحراف محور قلب از نوزادی تا پیری شکل انحراف به چپ یا Left Axis Deviation می باشد . که به علت آترواسکلروز عروق وایسکمی ناشی از آن این انحراف بوجود می آید .
تعیین محور قلب :
در دستگاه الکترو ۵سیم اصلی داریم
۱) رابط قرمز رنگ => دست راست R.A : Right Arm
2) رابط مشکی => پای راست R.F : Right leg
3) رابط زرد => دست چپ L.A : Left Arm
4) رابط سبز => پای چپ L.F : Left leg
5) سیم سفید => وکتورهای جلوی قلبی V=V1=> V6
کرلیرهای جلوی قلبی در دستگاه های جدید تفکیک شده است ( شش رابط با شش رنگ متفاوت ) اشتقاقهای D1,D2,D3 را اشتقاقهای دو قطبی یا Bipolar دست و یا گویند.
در D1 = دست راست منفی دست چپ مثبت
در D2 = دست راست منفی پا چپ مثبت
در D3 = دست چپ منفی پای چپ مثبت

اشتقاقهای aVF وaVL وaUR را اشتقاقهای تک قطبی یا تقویت شده می‌گویند.
هر موجی که از سمت منفی به سمت مثبت حرکت کند در الکترو به شکل مثبت یا R ثبت می شود .
در لید تقویت شده AVR:
دست راست مثبت و بقیه منفی می شود یعنی هر موجی که به دست راست می رسد مثبت و اگر از آن دور شود منفی خواهد شد .
در AVL=> دست چپ مثبت بقیه منفی
در AVF => پای چپ مثبت بقیه منفی
در یک نوار قلبی :
پای چپ سه بار مثبت می شود aVF,D2,D3
دست چپ دو با مثبت می شود aVL,D1
دست راست یکبار مثبت می شود avr
جهت تعیین محور قلب از لیدهای IوII و AVF یا Iو استفاده و تعیین می شود . وجود R بلند در لیدهای avl و V6 نشانه هیپرتانسیون می شود . همچنین می توان محور قلبی را درلیدهائی که RوS با هم برابر است تعیین کرد ه، در این صورت محور قلب عمود بر لیدی خواهد بود که در آن Rبا S برابر است . مثلاً اگر R,S در D1 با هم برابر باشند محور قلب عمود بر آن یعنی ۹۰درجه خواهد بود اگر در D2 , RوS با هم برابر باشند محور قلب عمود برآن یعنی در ۱۲۰ درجه و اگر در avf , RوS با هم برابر باشند محور قلب عمود برآن یعنی صفر درجه خواهد بود یا از روش زیر استفاده می شود.
به سه لید D3,D2,D1 نگاه می کنیم :
اگر D1وD2وD3 مثبت باشند محور ۶۰ درجه
اگر D1وD2مثبت وD3 منفی باشد محور ۶۰- صفر درجه
اگر D1 منفی و D2وD3 مثبت باشند محور R. Axis Deviate
اگر D1 مثبت وD2وD3 منفی باشند محور L. Axis Deviation
R,S در لید V3با هم برابر می باشد پیشرفت موج S تا لید V6 نشانه Right Axis Deviation می باشد .
قلب علاوه بر چرخش به راست و چپ چرخشی به جلو و عقب هم دارد که از طریق لیدهای وکتورال جلوی قلبی تغییرات محور آن تعیین می‌شود – یعنی لیدهای D1 تا aVF در وضعیت فرونتال و لیدهایV1-V6 در وضعیت هوریزانتال می باشد . مثلاً لید V6 در صفحه عرضی هر چند عمود بر لیدهای D3 و AVF است ولی همان جائی را نشان می دهد که D3وavf نشان می دهد پس می توان این لیدها را با هم مطالعه کرد یا V1 را همراه لیدهایAVR و D2 ملاحظه کرد . پس لیدها همدیگر را تقلید می کنند .

در لیدهای جلوی قلبی لید V3 که در آن R و S با هم برابر است را منطقه گذشت یا transitional zone میگویند.
در A.P.E یا A.C.P )آمبولی ریه حاد یا کورپولمونال حاد( به علت افزایش فشار بطن راست در صفحه فرونتال تغییرات بصورت R. Axis Deviation با یافته های )منفی =D1 ومنفی =V6 و مثبت = V1 و AVR=مثبت( دیده می شود .
در صفحه هوریزانتال قلب از عقب به جلو تغییر مکان می دهد و در نتیجه ترانزیشیال زونا T.Z از V3 به V6 تغییر مکان می دهد. و در V6 ، RوS با هم برابر می شود یعنی محور در جهت عقربه های ساعت حرکت میکند.
وجود S واضح و مشخص از علائم مهم بزرگی بطن راست می باشد .
در بزرگی بطن چپ حرکت از جلو به عقب و خلاف عقربه های ساعت بوده و برانزیشیال زونا به V1 منتقل می شود و در V1 ، RوS با هم برابر می شود و از لیدهای D1,D2,D3 برای تعیین محور قلب در L.V.H میتوان استفاده کرد .

 



  • پست بای
  • قالب بلاگفا
  • ضایعات